بخش آب
1396/12/15 15:31:24
راهبردی جدید مدیریت منابع آب کشور؛
استقرار مدل جدید طراحی "شهرحساس به آب" علاوه بر "آمایش سرزمین"
هاشم امینی/ مدیرعامل شرکت آب و فاضلاب استان اصفهان
از دیرباز تا کنون از کوچک تا بزرگترین جوامع بشری بر مبنای موقعیت‌های محلی خاصی بر روی زمین شکل گرفته‌اند و تمدن در جائی رشد و توسعه یافته که از نظر شرایط مکانی، وضعیتی مناسب داشته ودارای برتری‌های نسبی بوده و در غیر این صورت دوام تمدن دیری نپاییده است. یکی از مهمترین عوامل در شکل گیری این شرایط مکانی، وجود منابع آب در دسترس و پایدار بوده و بشر در گذر تاریخ در تشکیل کانون‌های اجتماعی خود اولین و مهم‌ترین پارامتر پیش فرض سنگ بنای تمدن را بر وجود آن بنا نهاده است. هرچه توانمندی‌های انسان در کنترل محیط اطراف افزایش یافته و خصوصاً پس از انقلاب صنعتی که دست مایه تسلط بیشتری بر منابع طبیعی و کنترل خودآگاهانه عوامل بیرونی برای نوع بشر فراهم شده، متاسفانه پیش شرط استقرار کانون‌های جمعیتی در نزدیک‌ترین فاصله تا منابع تأمین آب، جای خود را به عوامل دیگری که هدف از استقرار جمعیت را توجیه می‌کرده داده است.
نگاه به سیر تغییرات نیاز و نگرش جوامع به مقوله آب به خوبی نشان می‌دهد که در ابتدا نیاز به آب مطمئن و در دسترس، پایه گذار تأسیس شهرهای مبتنی بر تأمین آب بوده که در این شهرها، عمده تمرکز بر قواعد هیدرولیک تأمین استوار بوده است. اما به زودی بحث‌های کیفی (بهداشتی) به کمیت آب افزوده شده و شهرهای مبتنی بر شبکه‌های جمع آوری فاضلاب شکل گرفته است. در ادامه توجه بشر به استفاده بهینه از برخی عوامل مخرب نظیر سیل و دیگر عوامل مزاحم نظیر نشتآب، زه‌آب و رواناب جلب شده و شهرهایی مبتنی بر کانال و شبکه‌های مویرگی کنترل کننده این عوامل مزاحم طراحی شده‌اند که نوع پیشرفته این طراحی‌ها، آبراهه‌های سازگار با محیط زیست در اواخر قرن بیستم بوده است. از این جا به بعد توسعه روز افزون جمعیت، ارتقای سطح بهداشت، تغییرات وسیع اقلیمی و ... محدودیت‌هایی در تأمین آب مورد نیاز را به جوامع تحمیل کرد و شروع قرن بیست و یکم مقارن گردید با آغاز دوره نیاز به سازگاری با وضعیت جدید کم آبی که خود مقدمه‌ای شد بر استفاده چندباره از آب یا به عبارتی بازچرخانی آن. اتفاقی که رویکردی جدید را فراروی مدیریت منابع آب گشود و آن تخصیص نقشی محوری به مقوله آب در توسعه شهری بود که اساس طراحی “شهرهای حساس به آب” (Water Sensitive City) یا “شهرهای آب پایه” (Water Sensitive Urban Design) است.
گرچه در ظاهر تفاوت چندانی بین مفهوم طراحی شهرها مبتنی بر “آمایش سرزمین” و مبتنی بر اصول “شهر آب پایه” وجود ندارد اما وقتی به مفهوم این دو واژه بیشتر دقت شود، موضوع کمی متفاوت خواهد بود.
هدف اصلی و اساسی آمایش سرزمین نمایاندن دانش ارزیابی و توان اکولوژیکی سرزمین است و تمرکز طرح‌های آمایش بر دو اصل اساسی: الف) جمعیت و ب) زمین استوار است که در سه مرحله کلی “تهیه طرح پایه آمایش سرزمین”، “تهیه طرح آمایش منـاطق” و “تهیه برنامه‌های توسعه مناطق” انجام می‌شود و فرآیند تهیه آن شامل سـه مرحلـه “سـازماندهی مطالعـات”، “بررسـی وضـع موجـود” و “آینده نگری یا آینده پژوهی” در دو سطح اسـتانی و ملـی است. لذا روح حاکم بر آمایش سرزمین، روح آینده پژوهی است و از آنجا که بر دو اصل جمعیت و زمین استوار است، سایر عوامل را در خدمت این دو فاکتور اساسی قرار می‌دهد. بنابراین مقوله آب (و فاضلاب) عناصر به خدمت گرفته شده در طرح آمایش سرزمین محسوب می‌شوند نه عناصر محوری و پایه.
اما بهرحال برای بارگذاری‌های جدید جمعیتی بهترین و قطعی‌ترین و کم خطاترین گزینه استفاده از آمایش سرزمین است که با درنظرگرفتن همه نیازها و لحاظ کردن تمامی توان یا پتانسیل موجود رابطه‌ای بین منابع و مصارف ایجاد می‌کند.
اما وقتی از “شهر آب پایه” سخن می گوئیم، در حقیقت پذیرفته‌ایم که هر نوع توسعه و حتی حفظ و بهسازی وضع موجود در گام اول نیاز به برنامه ریزی صحیح و استفاده مناسب و هدف مند از آب دارد. این همان تعبیر برگرفته از کلام وحی است که می‌فرماید “ و هرچیز زنده‌ای را از آب قراردادیم”. بنابراین، جمعیت و زمین نیستند که تعیین کننده میزان و مکان نیاز به آب هستند، بلکه این آب است که تعیین می‌کند تا چه میزان اجازه بارگذاری داریم. به عبارت دیگر ما وارث شهری هستیم که برای بقای خود نیاز به سازگاری با وضعیت موجود آب دارد و آینده پژوهی نه صرفاً در جهت پیش بینی برای آینده بلکه در وهله نخست در خدمت بهسازی وضع موجود است. در “شهر آب پایه” تناظرهای چند به چند بین تأمین، توزیع، مصرف، بازچرخانی، محیط زیست، اکوسیستم و بسیاری دیگر از عوامل تعیین کننده در ساختار مدیریت شهری تعریف می‌شود. “شهر آب پایه” شهری است که در آن توجه به مدیریت تقاضا و مصرف پررنگ‌تر از مدیریت تأمین است آنهم نه فقط در حوزه شرب و بهداشت بلکه در صنعت و کشاورزی. “شهر آب پایه” شهری است مبتنی بر استفاده بهینه از عناصر جایگزین آب خام نظیر پساب فاضلاب تصفیه شده که به منظور ارتقای بهره وری، استفاده چند باره از آن، چه به منظور استفاده چند باره در صنعت و چه به عنوان بخشی جایگزین در تأمین و حفظ بقاء اکوسیستم و حفاظت از محیط زیست برنامه ریزی مدون و اساسی دارد. “شهر آب پایه” شهری است که ساکنین آن از فرهنگ بدمصرفی فاصله گرفته و خود مبلغین واقعی و عملی مصرف بهینه هستند و در یک کلام “شهر آب پایه” شهری است که با وضعیت کنونی کم آبی در همه ابعادش سازگاری یافته است و در آن اعتقاد به قول و وعده الهی که می‌فرماید: “ همانا ما آب را به اندازه فروفرستادیم” جنبه‌هایی عملی یافته و برنامه ریزان آن می‌کوشند تا همین مقدار آب در دسترس را – ولو کم و ناچیز- ارج نهاده و به صورتی صحیح و منطقی مدیریت کنند. در “شهر آب پایه” اهداف، چند منظوره هستند و به تخصص‌های چند رشته‌ای و اقدامات مستمر در مقیاس زمانی بلند مدت توجه ویژه می‌شود و مسئولیت پذیری کلیه ذی نفعان و مشارکت شهروندان بخشی مهم از راه کار استقرار مدیریت صحیح منابع و مصارف است.
آنچه در سالیان اخیر تحت عنوان “مدیریت یکپارچه منابع آب” به منزله حلقه مفقوده مدیریت منابع آب در کشور مطرح بود، اینک و در آستانه تاثیرگذاری بیش از پیش تغییرات وسیع اقلیمی بر پتانسیل‌های تأمین آب از یک سو و عدم توجه کافی به مقوله پراهمیت مدیریت مصرف و تقاضا در سالهای گذشته در کشور از سوی دیگر، صرفاً در قالب “شهر آب پایه” یا “شهرحساس به آب” امکان بروز و ظهور دارد و به نظر می‌رسد تنها راهی است که می‌تواند این کشتی شکسته را به ساحلی امن و مستحکم هدایت کند.
                                                                                        

  • خبرنگار: مینا محمدی
  • منتشر کننده: امیر جعفری آزاد/ سردبیر